احمق آموزش ارسال کاشان دانلود بازسازی

احمق: آموزش ارسال کاشان دانلود بازسازی قبرستان شهروندخبرنگار کاشان

گت بلاگز اخبار فرهنگی و هنری گفت و گو با «بهنام بانی»، ستاره‌ای تازه در کهکشان موسیقی

«بهنام بانی» چند سالی است که در عرصه موسیقی فعالیت دارد ولی در یک سال اخیر طعم موفقیت را چشیده هست. او از سال گذشته همکاری با «حامد برادران» را شروع کرده و درست

گفت و گو با «بهنام بانی»، ستاره‌ای تازه در کهکشان موسیقی

گفت و گو با «بهنام بانی»، ستاره ای تازه در کهکشان موسیقی

عبارات مهم : موزیک

«بهنام بانی» چند سالی است که در عرصه موسیقی فعالیت دارد ولی در یک سال اخیر طعم موفقیت را چشیده هست. او از سال گذشته همکاری با «حامد برادران» را شروع کرده و درست یک سال پیش قطعه موفق «علاقه خاص» را انتشار داده است و بعد از آن همه ی قطعاتش با استقبال مخاطبین روبرو شده است است..

به گزارش وب سایت موسیقی ما، «بهنام بانی» چند سالی است که در عرصه موسیقی فعالیت دارد ولی در یک سال اخیر طعم موفقیت را چشیده هست. او از سال گذشته همکاری با «حامد برادران» را شروع کرده و درست یک سال پیش قطعه موفق «علاقه خاص» را انتشار داده است و بعد از آن همه ی قطعاتش با استقبال مخاطبین روبرو شده است هست. «بهنام بانی» مردادماه امسال در حالی طی 12 سانس روی استیج می رود که فروش بلیت کنسرت هایش در وقت بسیار کوتاه و تمدیدهای پیاپی باعث شد در کانون توجهات اهالی موسیقی قرار بگیرد. عصر یک روز تابستانی با این خواننده محبوب و «حامد برادران» که مدیریت هنری فعالیت هایش را بر عهده دارد از شروع فعالیت هنری اش تا امروز گپ زدیم.

گفت و گو با «بهنام بانی»، ستاره‌ای تازه در کهکشان موسیقی

چه شد که به سمت خوانندگی آمدی؟

بهنام: من از کودکی به خواندن علاقه داشتم. از 8 سالگی قرائت قرآن را شروع کردم. پدرم هم نوازنده آکاردئون بود و از همان وقت به موسیقی گرایش پیدا کردم. بعدها نواختن پیانو در حد معمولی را هم یاد گرفتم. خودم خیلی به خواندن علاقه داشتم و از طرفی استقبال و تشویق اطرافیان انرژی و انگیزه ی بیشتری به من می داد و باعث می شد به شکل جدی تری خوانندگی را دنبال کنم.

«بهنام بانی» چند سالی است که در عرصه موسیقی فعالیت دارد ولی در یک سال اخیر طعم موفقیت را چشیده هست. او از سال گذشته همکاری با «حامد برادران» را شروع کرده و درست

خوانندگی را به شکل جدی از کی شروع کردی؟

تا برداشتت از جدی چه باشد!

این که به صورت حرفه ای کار کنی و اثری منتشر کنی.

از سال 90 با موزیک «ای کاش» شروع شد. کار را با «بهنام ابطحی» شروع کردم. حدود دو سال با هم کار کردیم ولی نتیجه مطلوبی حاصل نشد. موفقیتی کسب نکردیم و این همکاری ادامه پیدا نکرد.

گفت و گو با «بهنام بانی»، ستاره‌ای تازه در کهکشان موسیقی

به عنوان خواننده ای که در شروع فصل تازه فعالیت هایش قرار دارد، از مسیری که طی کردی بگو.

راه و مسیر خیلی مشکل است و هر کسی می خواهد در این راه قدم بگذارد باید خیلی نیرومند و خیلی صبور باشد. باید تلاش زیادی کرد و در کنار آن، مسئله ی هزینه هم هست، چون به هر حال جهت رسیدن به نشانه باید هزینه کرد. یک سری در این مسیر به من خیلی کمک کردند و یک سری هم من را عقب انداختند.

اما من می گویم در همه این اتفاقات حکمتی وجود دارد. به عقیده من تا نوبتت نشود اتفاقی برایت رخ نمی دهد و من این را از بزرگترها یاد گرفته ام. به مرور اتفاقات خیلی خوبی جهت من افتاد که بابت آن ها خوشحالم و خدا را شکر می کنم. از حدود سه سال پیش حس خوبی به حامد برادران داشتم و احساس می کردم که می توانیم اتفاقات خوبی را با هم رقم بزنیم. دورادور با هم آشنایی داشتیم. یک روز به واسطه یکی از دوستان به استودیو حامد رفتم. همان روز یکی از کارهایی که حامد ساخته بود را خواندم و خیلی به دلم نشست. البته در نهایت آن کار با صدای من پخش نشد.

«بهنام بانی» چند سالی است که در عرصه موسیقی فعالیت دارد ولی در یک سال اخیر طعم موفقیت را چشیده هست. او از سال گذشته همکاری با «حامد برادران» را شروع کرده و درست

حامد از آشنایی و همکاری با بهنام بگو.

حامد: یکی از دوستان من در عرصه موسیقی، یک بار همراه بهنام به دفترم آمد. بعد از سلام و احوالپرسی، بلافاصله به بهنام گفت بخوان! قصدش این بود که اول صدای خوب بهنام را بشنویم و بعد صحبت کنیم. با صدای بهنام ارتباط برقرار کردم و دیدم که خواننده خوب و درجه یکی است ولی فضای مناسب جهت کارش را پیدا نکرده هست. از آنجایی که او با چندینه نفر دیگر صحبت کرده بود و من هم درگیر همکاری با خواننده های دیگری بودم، به او گفتم که در صورت فراهم شدن بعضی شرایط می توانیم همکاری کنیم. آیا که می خواستم خواننده ای باشد که انرژی ام را روی او بگذارم و در واقع روی کارش متمرکز شوم. شبیه همکاری ای که با سینا شعبانخانی یا چند نفر دیگر داشتم. اخلاق حرفه ای می گفت باید وظیفه روشن شود تا بتوانیم با هم کار کنیم. چون من با چندینه خواننده ی دیگر این مسیر را رفته بودم و می دانستم اگر همه چیز مشخص نباشد چه مشکلاتی به وجود خواهد آمد. به هر حال آن وقت اتفاقی رخ نداد و یک سال و نیم گذشت. حتی من یک ماکت هم جهت بهنام ساختم ولی به نتیجه ای نرسیدیم.

گفت و گو با «بهنام بانی»، ستاره‌ای تازه در کهکشان موسیقی

بهنام: در نشستی که با حامد داشتیم یک سری شرایط خاص جهت من گذاشت که به تفاهم نرسیدیم و همکاری ما شکل نگرفت. ولی من دوست داشتم با حامد همکاری کنم چون گاهی اوقات حس تو می گوید که قرار است اتفاقات خوبی رخ دهد و آن وقت من چنین حسی داشتم.

من چند قطعه هم با «راشا تقی پور» کار کردم که غیر از این که همکار بودیم، دوست خیلی خوب من بوده و هست. خیلی تلاش کردیم ولی برایم خیلی عجیب بود که آیا آن کارها شنیده نمی شوند؟ هر کسی من را می دید می گفت تو که صدایت خیلی خوب است آیا موزیک منتشر نمی کنی؟! و من با تعجب می گفتم که 4-5 موزیک منتشر کرده ام!

همکاری ات با بهنام ابطحی و راشا تقی پور چطور شکل گرفت؟

به علت علاقه زیاد به زنده یاد ناصر عبداللهی و کارهایی که بهنام ابطحی برایش تولید کرده بود، سراغ او رفتم. راشا تقی پور هم با بهنام کار می کرد و هنگامی که از بهنام جدا شدم، پیشنهاد همکاری داد. تلاش زیادی هم کردیم ولی موفق نشدیم. تا اینکه من بالاخره دل را به دریا زدم. فکر کردم با تجربیاتی که تا کنون کسب کرده ام می توانم به درستی کسی را گزینش کنم که همه می گویند خوب است و خودم هم حس خوبی به او دارم. با حامد تماس گرفتم و قرار گذاشتیم و به طور جدی و مثبت صحبت کردیم و همکاری ما شروع شد.

ایده های ذهن حامد برادران خیلی نزدیک به اهداف من بود. من از بیست سالگی، هر سال به خودم می گفتم امسال دیگر سال من است! آن وقت در شاهرود درس می خواندم و از سال 84 تا 89 کنسرت هایی در فضای دانشجویی برگزار می کردیم. سال اولی هیچ کس تحویلمان نگرفت! سال دوم آشنا شدیم، سال سوم Sold Out کردیم و سال چهارم کنسرتمان چند سانس تمدید شد. در یک اجتماع کوچک، احساس می کردم اتفاقات خوبی در حال رخ دادن هست، ولی هر سال منتظر اتفاق مهم بودم. آن وقت قطعه ای هم منتشر نکرده بودم.

من 5 سال منتظر تهیه کننده بودم. البته نه اینکه به دنبالش باشم، ولی فکر می کردم کسی می آید و می گوید تو صدای خوبی داری و رویت سرمایه گذاری می کنم. ناگفته نماند خیلی ها پیشنهاد دادند. از چند بازیگر و مجری بگیر، تا چند سرمایه دار بزرگ! همه می آمدند و صحبت می کردند، ولی نمی دانم آیا در نهایت اتفاقی نمی افتاد.

چه شد که صحبت هایت با حامد، بر خلاف موارد قبلی نتیجه داد؟

طرز فکر و صحبت های حامد خیلی به من انرژی داد. همان لحظه که از دفتر حامد خارج شدم، به خدا گفتم که انشاالله دیگر این بار می شود. حدوداً یک سال و نیم پیش بود. مدام از حامد پیگیر می شدم که کار اول را کی می سازیم! یک هفته بعد، حامد «علاقه ی خاص» را ساخت و به من گفت روی آن کار کن.

آن را خواندم و دیدم که با کارهایی که قبلاً می خواندم خیلی تفاوت دارد. در عین زیبایی، خیلی راحت بود ولی با توجه به فضای قبلیِ کار من، خواندنش برایم سخت بود و این را به حامد گفتم. ولی او گفت که باید به این فضا عادت کنی. با هم تبادل نظر داشتیم و این هم فکری ها را ادامه دادیم تا بتوانیم فضا و سبک جدیدی ارائه کنیم و به آنچه مد نظر داریم برسیم. آن کار را خواندم و اتودش را هم گرفتم. اعضای خانواده ی خودم خیلی از آن استقبال کردند و تحسین و تشویق هایشان جهت آن قطعه، خیلی به من انرژی داد تا اینکه کار را سر و سامان دادیم و منتشر کردیم. آن سال اتفاقات بسیار خوبی رخ داد و در واقع «علاقه ی خاص» شروع شنیده شدن و هیت شدن کارهای من بود.

اغلب خواننده هایی که مثل تو صدای حجیم دارند، سراغ فضای ارکسترال و تحریرمحور می روند. این جابه جایی از آن فضا به فضایی مدرن و متفاوت قطعاً سخت است.

بله همان طور که گفتم خیلی خیلی برایم سخت بود. ضمن این که دوست داشتم استایل خودم را حفط کنم، باید فضا و نوع خواندن و تحریرهایم را عوض کردن می دادم و این خیلی سخت بود. ولی تکنیک هایی که در خواندن به وجود آوردیم، برایم خیلی شیرین و جالب بود. فهمیدم چقدر نکات راحت و قشنگی وجود داشته که به آن دقت نمی کردم. این که می توان به دور از پیچیدگی، اثر قشنگی خلق کرد توصیه ی خیلی مهمی هست. با تنظیم کننده های قبلی، کارها را خیلی اوج و پایین می کردیم و شاید یک کار را 10 بار می خواندم و روی تحریرها خیلی وسواس داشتم.

در صورتی که آن موارد آن قدرها مهم نبود. امروز مردم دوست دارند همراه با خواننده، کار را بخوانند و این توصیه مهمی است که من به آن دقت نمی کردم و می خواستم قدرت صدای خودم را در کارها ارائه کنم. دوستان تنظیم کننده هم همین نظر را داشتند. مثلاً بهنام ابطحی می گفت هر چقدر تحریر بلد هستی بزن. یا می گفتیم خواندن را از اوج شروع کنیم، یا این که 15 لاین ارکستر زهی داشته باشیم! ولی آن فضا در بازار امروز موسیقی چندان جواب نمی دهد. شاید مثلاً جهت خواننده ای در فضای کاری «سالار عقیلی» جواب بدهد و خود من هم دوست داشته باشم.

تغییراتی که گفتی در فضای ترانه هایت هم اتفاق افتاد. مثلاً در قطعه ای خوانده بودی «یه شهرزاد دیگه باش، آخر این کابوس شو…» که این را در کارهای امروزت نمی شنویم.

بله. البته این قطعه ای که گفتی یک کار سفارشی جهت یک تیتراژ تلویزیونی بود.

این عوض کردن استایل جهت این بود که کارها بازاری تر شود؟

حامد: من از روز اول بر اساس آشنایی از صدای بهنام و فضای ذهنی خودم، تلاش کردم سبک متفاوتی ارائه کنم. نمی گویم سبک جدیدی را جا انداختم، ولی هر لحظه دوست داشتم سبک مورد علاقه ی خودم را به خواننده ها ارائه کنم. یعنی سبکی که هر لحظه خودم دوست داشتم بخوانم یا ملودی های مورد علاقه ی خودم را به بهنام دادم که بخواند. خیلی هایش کارهایی بوده که جهت خودم ساختم ولی حس کردم با توجه به توانایی بهنام، کار به حقش می رسد. هر لحظه تفکرم در تولید کار، حرکت بر مبنای علاقه ی خودم بوده و حالا این اتفاق افتاده که موج علاقه مردم با علاقه من یکی شده است و کارها با استقبال روبرو شد. چیزی که دوست داشتم را به بهنام دادم و خدا را شکر چیزی که من دوست داشتم را مردم هم دوست داشتند و این باعث شد کارها با استقبال مخاطبین روبرو شود.

چه فرمول و استایلی جهت بهنام در نظر گرفتی؟

حامد: من در نظر داشتم هم از توانایی های بهنام در خواندن استفاده کنیم و هم این که از ملودی هایی استفاده کنیم که امروز مورد پسند همه باشد. این را بگویم که با احترام بسیار زیاد جهت همه خوانندگان کشورمان، من نوع خواندن خیلی از خواننده های قدیمی مان را دوست ندارم.

شاید خیلی از کارهای فلان خواننده که بهنام یا خیلی های دیگر در خلوتشان گوش می دهند را اصلاً دوست ندارم و ژانر کاری ام قدیمی نیست. موزیک های ترکی و عربی را فوق العاده دوست دارم. موزیک های غربی را هم تا حدودی گوش می کنم تا بتوانم در زمینه تنظیم خودم را به روز نگه دارم. ولی نوع تفکر ملودی من، تلفیقی از ملودی های ایرانی و ملودی های ترکی و عربی است و این برایم جذابیت دارد. ولی علایق بهنام چیز دیگری بود و روزی که می خواست «علاقه خاص» را بخواند، برایش قابل هضم نبود! من می گفتم تحریر نزن و این جهت کسی که همه جهت تحریرهایش دست می زدند خیلی سخت بود. مثل این که به علی دایی بگویی هِد نزن!

اما من جهت بهنام شرط گذاشتم که باید سبکش را عوض کردن دهد. یکی از دلایل موفقیت او، انعطافش در این قضیه بود. بزرگترین نقطه قوت ما، اعتماد بهنام به من بود. حتی پیش آمده بود کاری که ساخته بودیم و کاملاً آماده ی انتشار بود، ولی در لحظه ی آخر نظرم عوض شد و به بهنام گفتم منتشر نکنیم، او هم پذیرفت. من با هر آرتیستی که اعتمادش به من صددرصد بوده جواب گرفته ام. مثلاً «سینا شعبانخانی» در مورد تنظیم به من اعتماد کرده یا حتی «محمد علیزاده» در موزیک «کجا میری» حتی یک بار هم به من نگفت کدام بخش را چطور انجام بدهم. چون به عنوان یک آرتیست حرفه ای می داند که کار را به دست یک آدم حرفه ای سپرده که با خلاقیت خودش کار را انجام بدهد و اگر آن فرد را قبول نداشت اصلاً با او کار نمی کرد.

خدا را شکر بهنام با علم نزد من آمد. خودش تجربه کسب کرده بود و شرایط متفاوت را دیده بود و در واقع همه چیز را بلد بود و هنگامی که پیش من آمد، فقط باید برنامه ریزی می کردیم و کار را شروع می کردیم. خدا را شکر با کمک دوستان مخلتف، همه چیز دست به دست هم داد تا ما آن طور که باید پیش برویم و کارها نتیجه بدهد. علت عوض کردن فضا جهت بهنام این بوده که کارهای قبلی او، خواندنش، تنظیم هایش و… واقعاً خوب بودند ولی برایشان اتفاقی نیفتاد و باید عوض کردن مسیر می داد.

در نهایت چه تصمیمی جهت فضای کاری بهنام گرفتید؟

حامد: در مورد کارهای بهنام و استایلی که برایش در نظر گرفتیم، خواستیم به هر ژانری تلنگر بزنیم و چیزی که از بهنام بانی می شنوید، برایند چند فضای پرطرفدار هست. در واقع قطعات بهنام جامعیت دارد و سلیقه های متفاوت را در بر می گیرد.

تا حالا چندکار با حامد داشتی؟

بهنام: هشت قطعه و خدا را شکر همگی هم موفق بودند. نخستین کار «علاقه خاص» بود. دومین کار «عشق پاییزی» بود که من خیلی دوستش داشتم. جهت این کار کاور هم آماده کرده بودیم و قرار بود سه روز بعد پخش شود که حامد گفت این کار خوب نیست و پخش نکنیم. من ته دلم گفتم شاید کار را به شخص دیگری داده! ولی چیزی نگفتم و کار بعدی که «من یه دیوونم» بود را پخش کردیم. آنجا بود که موج های مثبت را دریافت کردم. هنگامی که در خیابان راه می روی و صدای خودت را می شنوی، احساس بسیار خوبی به آدم می دهد. سال ها آرزویم این بود که مردم صدایم را بشنوند و نزد مردم محبوب باشم. خدا را شکر احساس می کنم چنین دیدگاهی را از مردم دریافت می کنم.

حامد تو الان در چه قالبی با بهنام کار می کنی؟

حامد: من «مدیر هنری» هستم ولی ما به عنوان رفیق هر کاری بتوانیم جهت هم انجام می دهیم. تهیه کنندگی کنسرت های پایتخت کشور عزیزمان ایران و مدیریت برنامه های بهنام را به شرکت «آوای فروهر» و برادران حاتم پور سپردیم و امیدواریم اتفاقات خوبی با هم رقم بزنیم.

خیلی ها معتقدند قطعات «چی بگم»، «من یه دیوونم» و «علاقه خاص» فضای شبیه به هم دارند. موافقی؟

حامد: از لحاظ تکنیکی هیچ شباهتی به هم ندارند. الان تم زیاد تنظیم ها شبیه و نزدیک به هم شده است و این تفاوت ها در چیدمان لاین ها خودشان را نشان می دهند. الان موجی راه افتاده که باید روی آن سوار شوی و بروی. بعضی دوستان ناراضی هستند و می گویند کارهای ما شنیده نمی شود، مافیا وجود دارد و… اگر مافیا وجود داشت من نمی توانستم وارد این عرصه شوم.

همین طور بهنام بانی و خیلی های دیگر. همه چیز به تلاش، هوش و برنامه ریزی افراد بستگی دارد.

مثلاً بعد از قطعه «من یه دیوونم»، چهل موزیک مثل آن می آید و نمی گیرد ولی پنج قطعه از بین آن ها می گیرد. روی این موج سوار می شوند تا شنیده شوند. خود من هم اگر ببینم فضایی خوب است و جواب می دهد و مردم دوست دارند، روی آن موج سوار می شوم. نه من می توانم بگویم چون فلان فضا را من زده ام کسی نباید کار کند و نه دیگران در مورد من می توانند بگویند. هنگامی که یک ساختمان قشنگ ساخته می شود، چندین نفر از آن تصویر می گیرند و مشابه آن را در جای دیگری می سازند!

من خدا را شکر با آرتیست های خوب کار کردم و ویترین خوبی داشتم. فضاهایی که با آرتیست های خوب جواب گرفته را دوباره در همکاری های دیگرم پیاده کردم. چون مثلاً قشر مخاطب بهنام بانی و سینا شعبانخانی شاید تا 70 درصد یکسان باشند، ولی 30 درصد آنها هم تفاوت دارند. یا مثلاً مخاطبان رضا گلزار و بهنام شاید 90 درصد متفاوت باشند. جهت همین تو به هر آرتیستی می توانی آن فضای تنظیم را تغذیه کنی که این جواب را بگیرد.

بهنام: این طور نبوده که این پرسشها اتفاقی پیش بیاید! کاملاً آگاهانه و برنامه ریزی شده است بود. مثلاً بعد از «من یه دیوونم» و نتیجه ای که داد خواستیم این فضا را جهت خودمان تثبیت کنیم و «چی بگم» را منتشر کردیم که از «من یه دیوونم» هم زیاد شنیده شد.

در مورد «عاشقم کرده» و «همه دنیام» هم این مسئله گفته می شود.

بهنام: بله. «همه دنیام» اصلاً قرار نبود منتشر شود. این کار را با سفارش «هادی قندی» عزیز جهت برنامه ای از شبکه «شما» تولید کردیم. قرار بود این برنامه در 12 شبکه استانی و بعد از دو ماه، از شبکه جام جم هم پخش شود و ما قصد داشتیم بعد از دو ماه، یعنی بعد از ماه مبارک رمضان این قطعه را منتشر کنیم و تا آن وقت فقط از تلویزیون پخش شود. در قسمت دوم برنامه «من و شما»، به اتفاق مادرم میهمان برنامه بودیم که بازخورد جالبی هم در اینترنت داشت. بعد از آن برنامه یکی از دوستان زنگ زد و بابت موزیک «همه دنیام» تبریک گفت و اصلاً آن برنامه را هم ندیده بود. گفتم من آهنگی به این اسم ندارم و بعد متوجه شدم کار از روی تلویزیون ضبط شده است و با کیفیت پایینی آن را منتشر کرده اند. نه تنها اسم موزیک به گزینش ما نبود، حتی کاورش را هم ما طراحی نکرده بودیم! فضای کار هم به سفارش هادی قندی، شبیه به «عاشقم کرده» بود و در واقع گزینش ما نبود.

هشت قطعه ی اخیر تو با موسیقی «حامد برادران» و ترانه های «عاطفه حبیبی» انتشار یافته اند. آیا در ادامه راه هم قرار است همه کارهایت به وسیله این دو نفر تولید شوند؟

بهنام: یک تیم خوب هیچ وقت دست به ترکیبش نمی زند ، البته می تواند به تیمش بازیکن اضافه کند. حامد در زمینه ترانه با «عاطفه حبیبی» کار می کرد و کلامش خیلی خوب روی کارهای او می نشست، این همکاری را ادامه دادیم و خدا را شکر تا به امروز جواب مثبتی گرفته ایم. هزچند بعضی از ما هر لحظه دوست داریم به یک چیزی گیر بدهیم! شاید در آینده تنوع در همکاری ها هم داشته باشیم که به تشخیص حامد صورت خواهد گرفت.

پس این که حامد برادران مدیر هنری آثار بهنام بانی است و خودش هم آهنگساز و تنظیم کننده هست، لزوماً معنایش این نیست که همه ی کارها را خودش تولید کند!

حامد: مدیر هنری مشخص می کند که چه کسی چه کاری انجام دهد. شاید بعدها یک آلبوم با مدیریت هنری من جهت بهنام بانی تولید شود که حتی یک آهنگش هم کار من نباشد. من تصمیم می گیرم چه کاری در چه زمانی با چه سبکی و به وسیله چه تیمی تولید شود تا عالی ترین اتفاق ممکن بیفتد.

«عاطفه حبیبی» هم به عنوان ترانه سرا نقش به سزایی در تولید آثار داشته است.

حامد: بله، قطعاً. اینجا مورد نیاز است از «عاطفه حبیبی» تقدیر کنم که به نظرم یکی از نوابغ ترانه سرایی در سال های اخیر هست. او متخصص نوشتن ترانه روی ملودی است و این را بارها ثابت کرده هست. فوق العاده باهوش و باشعور است و من از این که تیم کاری ام از آدم های باهوش پُر باشد لذت می برم. همکاری ما از سال 88 شروع شد. طی این سال ها سلایق ما خیلی نزدیک شده است ولی تلاش می کنیم حواسمان به این باشد که به تکرار نخوریم و همه ی تلاشمان بر این است با نقدهایی که به دیگران می شود مواجه نشویم.

به هر حال کسانی هستند که به کارهای شما هم نقدهایی دارند.

حامد: بله، طبیعی هست. این اتفاق جهت هر موفقیتی رخ می دهد. ولی باید دید چه کسی نقد می کند و چه نقدی دارد. یک وقت مردم عادی انتقاد می کنند که این حق طبیعی ارزش است چیزی که می شنوند را بر اساس علاقه خودشان نقد کنند و نظرشان را بگویند. هنگامی که یک کارشناس موسیقی نقد می کند هم باید کارشناسانه پاسخ داد که یا می توانی او را قانع کنی یا باید خودت را درست کنی. به امید خدا ما اجازه نمی دهیم که آثار بهنام تکرار شود و البته این سخت ترین کار است که هم هیت بمانی و هم تکراری نشوی.

بهنام: در مورد مسئله ی شبیه بودن کارها، یادم نمی آید تا به حال به حامد برادران گفته باشم جهت من کاری شبیه یک قطعه دیگر بسازد. ولی شاید در فضاهایی که خودمان کار کردیم و جواب هم گرفته مجدداً کار کرده باشیم ولی در آن ها هم کارهای تازه انجام دادیم. هنگامی که موفق می شود و مورد پسند مردم قرار می گیرد، فکر نمی کنم ایرادی در آن باشد. این که بعضی از حامد برادران یا عاطفه حبیبی می خواهند کاری در فضای فلان کار موفق ما بسازد نشان می دهد آن کار خوب بوده است.

حامد: هر خواننده با توجه به صدا و استایلش باید فضای منحصر به فرد خودش را داشته باشد. نمی شود که یک خواننده در هر قطعه یک فضای متفاوت را کار کند. مثلاً قالب بهنام بانی تقریباً مشخص شده است و اگر از قالب خودش خارج شود ممکن است دیگر شنیده نشود چون مردم بهنام را با این فضا دوست دارند. ما آن قدر راحت می توانیم در کارمان تنوع ایجاد کنیم که فکرش را هم نمی کنید! ولی عنوان این است که نتیجه نمی دهد. هر خواننده ای اگر از قالبش خارج شود مورد نقد قرار می گیرد. مثلاً «آرش ای پی» اگر سنتی بخواند جواب می گیرد؟ نه، چون آرش را با آن فضا دوست دارند.

از سال گذشته اشخاص جدیدی به عرصه موسیقی پاپ وارد شدند که در واقع نسل تازه خواننده های پاپ را تشکیل می دهند. فکر می کنی تو در این میان چه اتفاقی برایت خواهد افتاد؟

بهنام: اول این که از این اتفاق خیلی خوشحال هستم. صداهای خوبی در حال ورود به بازار موسیقی هستند و این تنوع جهت شنونده لذت بخش هست، چون بازار موسیقی چندوقتی یک نواخت شده است بود. کارهای خوبی در حال تولید است و خوشحالم که مردم کارهای خوب گوش می کنند. این مسابقه خیلی لذت بخش هست. هیچ وقت نمی توانی احساس کنی که عالی ترین هستی و هر وقت به خودت مغرور شوی با سَر به زمین می خوری! همین باعث می شود هر کس به تکاپو بیفتد که خوب کار کند. نخستین حرفی که به حامد گفتم این بود که کاری ندارم دیگران چه می خوانند، ولی ما کار خوب تولید کنیم. خدا را شکر خوشحالم که این اتفاق رخ داد.

قصد انتشار آلبوم داری؟

ما قطعات مختلفی تولید کرده ایم که به تدریج آن ها را منتشر می کنیم و فکر می کنم تک موزیک ها زیاد از آلبوم شنیده می شوند. ولی شاید در آینده آلبومی هم به عنوان یادگار در اختیار مخاطبین عزیز قرار دهیم.

چه ایده آلی در موسیقی مدنظر داری؟

این که مردم موزیک هایم را بشنوند و با آن خاطره بسازند و موزیک هایم برایشان تکراری نشود. خدا را شکر امروز که به این شکل است و خیلی خوشحالم در شرایطی که بسیاری از موزیک ها تاریخ مصرف دارند، هنوز «علاقه خاص» هم شنیده می شود.

فکر می کنی با کدام خواننده مسابقه داری؟

بهنام: با همه مسابقه دارم! همان طور که گفتم این مسابقه لذت بخش است و نتیجه خوبی خواهد داشت که به نفع موسیقی است.

کدام خواننده ها را دوست داری؟

بهنام: از خواننده های قدیمی، محمد اصفهانی و محمد علیزاده را دوست دارم و تا چند سال پیش قطعات حامی را هم گوش می کردم. مرحوم ناصر عبداللهی هم الگوی من بوده، البته من ژانرم را عوض کردم. در میان خواننده های نسل تازه هم سینا شعبانخانی، مسعود صادقلو و شهاب مظفری را دوست دارم.

خیلی از خوانندگانی که این روزها به موفقیت رسیده اند، صداهایی حجیم دارند. بهنام بانی، آرش ای پی، شهاب مظفری و… . چه نظری راجع به این مسئله دارید؟

حامد: در موفقیت یک آهنگ، صدای خواننده ۳۰ درصد نقش دارد و در واقع صدای خوب، شرط مورد نیاز است ولی کافی نیست. همان طور که گفتم، به نظر من موفقیت در موسیقی بر اساس موج هست. مثلاً شهاب مظفری یا آرش ای پی چندین سال است که فعالیت می کنند و در همین فضا هم می خواندند. ولی امروز موج سلیقه مردم با آن ها منطبق شده است و محبوبیتشان زیاد شده است هست. معلوم نیست مردم یک سال بعد چه فضایی را دوست خواهند داشت. چند سال قبل خواننده ای به موفقیت رسید و موجی به راه انداخت. او سال بعدش هم همان سبک را خواند، ولی دیگر موفق نبود. چون موج سلیقه مردم عوض کردن کرد.

در مورد «سیروان» هم همین نظر را داری؟

حامد: اگر فضای کاری سیروان در آلبوم «تو خیال کردی بری» در سال 1384 را با موسیقی امروز او مقایسه کنیم، تفاوت های زیادی می بینیم. تفاوت سیروان با بقیه این است که خودش موج می سازد. محمد علیزاده هم باهوش و انعطاف پذیر است و همین عنوان علت دوام او در این سال ها بوده است.

تمریناتتان جهت کنسرت را از کی شروع کردید؟

بهنام: ماه ها است که مشغول تمرین جهت کنسرت هستیم تا آمادگی کامل را به دست آوریم. حامد برادران ارکستر را جمع کرده و روی آن نظارت دارد و تنظیم قطعات جهت ارکستر را هم حامد انجام داده هست. خدا را شکر خیلی خوب پیش رفتیم و جهت اجراهای زنده آماده ایم.

فکرش را می کردی نخستین کنسرتت با استقبال این چنینی مواجه شود؟

بهنام: در این مدت از دوستی مردم برخوردار شده است بودم و می دانستم که حمایت می کنند. ولی واقعاً انتظارش را نداشتم در این حد لطف خدا و حمایت مردم مشمول بر حالم شود. دست تک تک ارزش را می بوسم و امیدوارم در کنسرت هایی که برگزار خواهیم کرد شب های خاطره انگیزی برایشان بسازیم.

با این اتفاق فکر می کنم کارتان در ادامه مسیر سخت تر شده.

بهنام: صد در صد مسئولیتمان سنگین تر شده. ولی ما هر لحظه برنامه ریزی بلندمدت داشته ایم. هنگامی که «علاقه خاص» را منتشر می کردیم روی 3-4 قطعه بعدی هم فکر کرده بودیم و الان هم جهت آینده برنامه مفصلی داریم. حامد برادران هر لحظه آینده نگری داشته و در این زمینه به من کمک کرده هست. انشاالله بتوانیم با قدرت برنامه هایمان را عملی کنیم تا مردم را راضی نگه داریم.

و کلام پایانی…

بهنام: مورد نیاز می دانم از دوستانی که کنارم بوده اند قدردانی کنم. ما اتاق فکری داریم که ایمان ابراهیمی، یاسر داوودیان و محمدرضا گلزار در آن حضور دارند و از آن ها بابت هم فکری هایشان ممنونم. از خانواده و مخصوصاً پدر و مادرم، اعضای گروه موسیقی دانشجویی روژان در شاهرود، راشا تقی پور و همچنین از مردها حاتم پور و میلاد حسینی تقدیر می کنم. بیش از همه قدردان زحمات «حامد برادران» هستم. او از نظر من خواننده بسیار خوبی است که می تواند کارهای خوبش را خودش بخواند، ولی این قطعات در اختیار دیگران قرار می دهد. کمتر کسی چنین کاری می کند. از او به خاطر همه ی زحماتش ممنونم. بزرگترین آرزوی من هم برگزاری کنسرت است و لحظه شماری می کنم که 20 مرداد فرا برسد و مردم با من هم صدا شوند.

حامد: خواننده زمانی می تواند موفق شود که بعد از ۵ قطعه هیت، کنسرت برگزار کند. زمانی که شما استیج ندارید، جهت بقا می جنگید تا به صحنه برسید و اسمتان بماند. در چنین شرایطی خطرناک است که عوض کردن سبک داشته باشید. ولی هنگامی که کنسرت برگزار کنید می توانید سبک های دیگر را هم کم کم بین کارهایتان بیاورید.

کنسرت بهنام بانی 28 و 29 مرداد (هر شب دو سانس) در سالن میلاد نمایشگاه بین المللی و 25 و 26 مرداد (هر شب دو سانس) در مرکز همایش های برج میلاد روی صحنه خواهد رفت.

واژه های کلیدی: موزیک | همکاری | برنامه | موسیقی | خواننده | خواننده | عرصه موسیقی | برنامه ریزی

گفت و گو با «بهنام بانی»، ستاره‌ای تازه در کهکشان موسیقی

گفت و گو با «بهنام بانی»، ستاره‌ای تازه در کهکشان موسیقی


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs