احمق آموزش ارسال کاشان دانلود بازسازی

احمق: آموزش ارسال کاشان دانلود بازسازی قبرستان شهروندخبرنگار کاشان

گت بلاگز اخبار فرهنگی و هنری قهر و آشتی اکبر عبدی و علیرضا خمسه

یکی از مصداق‌های بی‌رحمی سینما، بی‌اعتنایی و قدرناشناسی نسبت به افراد و چهره‌هایی است که طی سال‌ها جهت آن زحمت کشیده‌اند و آثار دوام جهت مردم ساخته و لحظات خاطر

قهر و آشتی اکبر عبدی و علیرضا خمسه

قهر و آشتی اکبر عبدی و علیرضا خمسه

عبارات مهم : ایران

یکی از مصداق های بی رحمی سینما، بی اعتنایی و قدرناشناسی نسبت به افراد و صورت هایی است که طی سال ها جهت آن زحمت کشیده اند و آثار دوام جهت مردم ساخته و لحظات خاطره انگیزی برایشان خلق کرده اند.

غلامحسین لطفی یکی از این اشخاص دوست داشتنی است که مدت ها خبری از او نبود تا حضور بامزه اش در یک سکانس فیلم «خفه گی». به بهانه این نقش آفرینی و البته مناسبت بهتری چون زادروز این بازیگر، تماسی با او گرفتیم تا ضمن احوالپرسی، گفت وگویی هم راجع به مباحث متفاوت سینمایی داشته باشیم.

قهر و آشتی اکبر عبدی و علیرضا خمسه

وقتی این بازیگر و کارگردان باسابقه سینما و تلویزیون گفت «شما نخستین نفری هستید که امسال زنگ می زنید و تولدم را تبریک می گویید»، اظهار امیدواری می کنم که این آغازی بر تماس ها و تبریکات بعدی باشد. این جمله را خطاب به دوستان و همکاران لطفی می گویم؛ بد نیست گاهی هم یادی از همکاران و دوستان قدیمی خود کنید، حتی اگر مثل خود لطفی بگویند: «من اصلا انتظاری از همکاران ندارم، جهت این که می دانم همه گرفتار روزمرگی هستند، آن قدر که حتی پدر و مادر خودشان را هم فراموش کرده اند، چه رسد به دوستی من.»

اول بگویید آیا این قدر کم کارید؟

اولین علت این است که کمی از محیط دور شده است ام و در قزوین زندگی می کنم، البته از دید من این مساله بهانه هست، چون تلفن دارم و همکاران می توانند تماس بگیرند و جهت کار دعوت کنند. هر چند، چند باری هم در سال گذشته دعوت شده است ام، ولی نه سناریوها خوب بود و نه نقشی که من قرار بود بازی کنم. می دانم اگر جهت بازی هم بروم یا پولم را می خورند یا نصفش را می دهند و بقیه را نمی دهند. از این گرفتاری ها هم هست. خودم هم سناریوهایی جهت ساخت فیلم سینمایی و سریال دارم، ولی متاسفانه کسی را جهت سرمایه گذاری پیدا نکردم. چون خودم که سرمایه دار نیستم. دلایل غیبت و کم کاری همین هاست، وگرنه مسئله خاصی ندارم و اتفاقا در اوج آمادگی هستم. سناریوهایی را هم که دارم نو و دست اول هست، نه از این فیلمنامه های تکراری که ازروی دست همدیگر کپی می کنند.

یکی از مصداق‌های بی‌رحمی سینما، بی‌اعتنایی و قدرناشناسی نسبت به افراد و چهره‌هایی است که طی سال‌ها جهت آن زحمت کشیده‌اند و آثار دوام جهت مردم ساخته و لحظات خاطر

در همه این سال ها زیاد شما را در نقش های کمدی دیدیم، این نمک و شوخ طبعی را در زندگی واقعی هم دارید؟

بله، همین طور هست. منتها بارها گفته ام که دوست نداشتم کمدی بازی کنم. یک دفعه آن اوایل اشتباه کردم، کمدی بازی کردم و بعد همین طور ادامه پیدا کرد. در سینمای کشور عزیزمان ایران اگر نقش منفی بازی کنید، تا آخر عمرتان نقش منفی به شما پیشنهاد می شود و اگر نقش کمدی بازی کنید، جهت هر لحظه کمدین می مانید. اتفاقا نقش جدی زیاد بازی کردم، حتی زیاد از نقش های کمدی، ولی چون کمدی زیاد در ذهن می ماند، به نظر می آید که من کمدی زیاد بازی کرده ام. البته من طنز را دوست دارم، ولی کمدی هایی را که شلنگ تخته می اندازند، نه.

بعد از مدت ها غیبت، بازی شما را در «خفه گی» دیدیم؛ نقشی که باحضورتان آن را بامزه و دوست داشتنی کردید.

من فیلم را ندیدم، ولی می دانم چیزی از بازی من در این کار باقی نمانده؛ چون نقش خیلی زیاد از این بود و بقیه از بین بردن شده است هست. شما که فیلم را دیدید، نقش من طنز بود؟

قهر و آشتی اکبر عبدی و علیرضا خمسه

موقعیتی که در آن به عنوان خواستگار پیر یک دختر جوان (صحرا مشرقی با بازی الناز شاکردوست) حضور داشتید، بامزه و نمکین بود و البته این به بازی خوب شما هم مربوط است.

متاسفانه آقای جیرانی کلا سناریو را تا لحظه کلید خوردن صحنه، به من نداد که آن را بخوانم. من عادت دارم با خواندن فیلمنامه و قبل از فیلمبرداری، روی نقشم کار کنم. من جیرانی را دوست دارم، ولی به نظرم این فیلمنامه را دراختیار بازیگر نگذاشتن تا قبل از فیلمبرداری و هیچ توضیحی هم راجع به نقش ندادن، از آن اداهایی است که کارگردا ن های امروزی و خارجی درمی آورند.

یکی از مصداق‌های بی‌رحمی سینما، بی‌اعتنایی و قدرناشناسی نسبت به افراد و چهره‌هایی است که طی سال‌ها جهت آن زحمت کشیده‌اند و آثار دوام جهت مردم ساخته و لحظات خاطر

این کار اصلا پسندیده نیست، جهت این که هنگامی که شما اطلاعاتی از نقش به بازیگر نمی دهید، او مجبور است جهت درآوردن نقش، زور بزند! حالا این کار از جانب خارجی ها توجیه دارد، جهت این که سناریو لو نرود و چند میلیون دلار ضرر نکنند. ولی اینجا سناریو لو برود، هیچ اتفاقی نمی افتد. جهت همین موقع بازی در «خفه گی» عصبانی بودم، چون بجز این بی اطلاعی از نقش تا لحظه بازی، سه چهار بار کاراکتر من عوض شد و بعد از چند شب معطلی، این دو صفحه فیلمنامه را به من دادند. به نظرم اصلا راجع به این کاراکتر، فکر هم نشده بود. با این اوضاع اگر هم چیزی از این شخصیت در فیلم درآمده، تصادفی است.

تقریبا هر لحظه بجز یکی دو مورد، با کارگردان های هم نسل خودتان کار کردید. آیا با جوان های فیلمساز همکاری نمی کنید؟ پیش نیامده؟

اصلا جهت کار کردن، پیر یا جوان بودن کارگردان فرقی برایم ندارد. حاضرم با یک کارگردان ده ساله هم کار کنم! مسئله من با سن و سال کارگردان ها نیست، یا پیشنهادی نبوده یا نشده که این همکاری با فیلمسازان جوان شکل بگیرد. من کسی نیستم که نخواهم با کارگردان های جوان کار کنم یا نکنم. من هنرپیشه بسیار پیش پاافتاده ای هستم!

قهر و آشتی اکبر عبدی و علیرضا خمسه

شما از دهه 50 در سینما و تلویزیون هستید…

اولین کاری که بازی کردم، سریال «دلیران تنگستان» بود.

چون تحصیلکرده رشته بازیگری و کارگردانی هم هستید و کارشناس این حرفه هم محسوب می شوید، نظرتان راجع به اوضاع امروز سینمای کشور عزیزمان ایران نسبت به دهه های قبل چیست؟

البته قبل از پاسخ به پرسش شما باید بگویم من دو سال پیش دکترای رشته بازیگری را هم از آقای علی جنتی، وزیر وقت ارشاد گرفتم.

بله قربان، می دانم. حالا به دردتان خورد این دکترای افتخاری؟

نخیر، موقعی این دکترا را به من دادند که من به عنوان کارمند وزارت ارشاد بازنشسته شده است بودم و گفتند دیگر یک قران هم به حقوق شما اضافه نمی شود! (می خندد) فقط یک کلمه «دکتر» جهت من ماند که آن هم به هرکس می گویم باور نمی کند. این هم طنزی است جهت خودش و عموم مردم فکر می کنند دکتر فقط کسی است که جهت مریض نسخه می نویسد.

نگفتید؛ اوضاع سینمای ما الان نسبت به قبل بهتر شده است یا نه؟

بهتر نشده، متاسفانه الان همه چیز بزن برویی و سطحی شده است است و من اول هر فیلمی را نگاه کنم، می دانم ته آن چه می شود. جهت همین فیلم های سینمای کشور عزیزمان ایران را در این سال ها نمی بینم و جهت دیدن آنها بلیت نمی خرم. البته از حق نباید گذشت که جرقه های خوبی هم در این سینما وجود دارد، منتها تعداد این جرقه ها کم هست. کارگردان های قدیمی هم که … البته خوشحالم که آقای کیمیایی همچنان فیلم می سازد، ولی متاسفانه سال هاست که فیلم های ایشان دیدن ندارد. از «گوزن ها» به این طرف آقای کیمیایی به شکل وحشتناکی سقوط کرده است.

در دوران اوج سینمای کمدی ایران، خیلی ها دوست داشتند دو ستاره این سینما یعنی اکبر عبدی و علیرضا خمسه را در یک فیلم سینمایی کنار هم ببینند؛ شما به عنوان کارگردان در فیلم «پاکباخته» این کار را کردید و این دو را کنار هم قرار دادید.

جالب است بدانید این دو نفر همان وقت با هم قهر بودند و من طوری دکوپاژ می کردم که اینها در یک پلان با هم نباشند. کارم خیلی سخت بود، ولی به هر صورت اواسط فیلمبرداری اینها را آشتی دادیم که بتوانیم فیلم مان را بسازیم.

فیلم موفقی هم در گیشه بود.

بله، چون آقای فرحبخش (تهیه کننده پاکباخته) کار بد نمی کند، معمولا کپی از فیلم های قدیمی است و… (می خندد)

اولین ساخته سینمایی تان، «سرخپوست ها» بی تردید از آثار متفاوت سینمای کشور عزیزمان ایران هست؛ فیلمی راجع به سیاهی لشکرهای فیلمفارسی. احتمالا باید بجز مردم و همکارانتان، میان این قشر هم محبوب باشید، نه؟

بله، ظاهرا همین طور هست. هنگامی که دانشجو بودم این فیلم را ساختم. خیلی از سیاهی لشکرهای قدیمی فوت کرده اند و خیلی ها هم دیگر از منزل بیرون نمی آیند. الان سیاهی لشکرها مثل قدیم نیستند و جدیدا بعضی از این جنگزده ها از دهکده المپیک را می آورند که چیزی از بازیگری بلد نیستند. دیگر هیچ چیزی مثل قدیم ها نیست و سینمایی وجود ندارد که آدم از دیدن فیلم جدیدی ذوق کند. بخدا، من شرمنده ام و تقصیر من نیست! (می خندد)

واژه های کلیدی: ایران | سینما | بازیگر | سینمای | همکاران | بازیگری | سینمایی | فیلمنامه | کارگردان | کارگردانی


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs